خودآگاهی چیست؟
همانگونه که از نامش پیداست، خودآگاهی به معنای دور اندیشی جستن از خویش میباشد. در واقع با به کار گیری از خودآگاهی میتوانید خوی و هوش هیجانی شخص را در اختیار گرفتن فرمائید. وقتی که شخص به خودآگاهی میرسد نسبت به ضعف، افکارها، باورها، علت و…. در خویش به آشنایی جامعی دست پیدا مینماید. این خودآگاهی موضوعی وجود ندارد که بتوان در حین یکسال یا این که دو سال به آن دست پیدا کرد، بلکه بایستی به گذر زمان فرصت نسبت به آن تدبیر پیدا نمایید، به نحوی که هر روز عالی از دیروز باشد. خودآگاهی به شخص یاری مینماید تا بتواند اثر هیجانات را روی کردار و رفتار شخص آیتم پژوهش و محاسبه قرار دهد. خودآگاهی موقعیت ما یحتاج را برای شخص ساخت و ساز مینماید تا بتواند با اعتنا به وضعیت جان دار احساسات و ذهن ها دکتر روانشناس خویش را ذکر نماید.
سطح ها خودآگاهی
یکیاز عقیدههای اساسی خودآگاهی که بوسیله فیلیپ روچات، دکترای تخصصی پیشرفته، آرم میدهد که پنج سطح از خودآگاهی وجود دارااست. خردسالان دراین فرآیند در میان به دنیاآمدن تا سن نسبتاًً ۴ یا این که ۵:۱ بسط مینمایند.
تمایز: نوپا استارت به تصدیق رفلکس خویش مینماید. آنها ممکن میباشد تشخیص دهند که چیزی مختلف یا این که خاص در نگاه کردن به رفلکس آنها وجود دارااست.
شرایط: طفل آغاز به تشخیص رفلکس، وجود و حرکات خویش مینماید که از اطرافیانش غیر وابسته میباشند.
شناسایی: این مرحلهای میباشد که در حین آن بچه تماما می داند که رفلکس خودش در آینه میباشد. آنان میدانند “این اینجانب هستم.”
ماندگاری: آنها شم جامعی از خویش داراهستند و می توانند خویش را در تصاویر یا این که ویدیوها شناسایی نمایند، حتی در حالتیکه ظاهرشان تغییر تحول نماید.
خودآگاهی: نوباوه نگرش سوم فرد را از خویش تطبیق میدهد. آن ها از این ایده باخبر می گردند که دیگرافراد آن ها را به طرزهای خاصی ادراک مینمایند. این ممکن میباشد سبب ساز به رمانتیک مانند غرور یا این که رودربایستی گردد.
گونه های خودآگاهی
روانشناسان اکثر وقت ها خودآگاهی را به دو نوع متفاوت تقسیم مینمایند، همگانی یا این که محرمانه.
خودآگاهی همگانی
این نوع وقتی پدیدار می گردد که اشخاص از روش ظاهرشان در مقابل بقیه افراد باخبر باشند. خودآگاهی همگانی اکثر وقت ها در شرایطهایی پدیدار میگردد که اشخاص در راءس دقت قرار دارا هستند. این نوع خودآگاهی اکثر وقت ها اشخاص را به پایبندی به هنجارهای اجتماعی وادار مینماید. زمانی می دانیم که پایین حیث و محاسبه هستیم، اکثر وقت ها تلاش می کنیم به روشهایی اخلاق و رفتار کنیم که از لحاظ اجتماعی قابل قبول و مناسب میباشد. خودآگاهی همگانی همینطور قادر است به اضطراب تحلیل سبب ساز خواهد شد که در آن اشخاص مضطرب، مضطرب یا این که نگران شیوه شعور دیگرافراد میشوند.
مثال های خودآگاهی همگانی: ممکن میباشد وقتی که در درحال حاضر ارائه یک سخنرانی بلندمرتبه میباشید، خودآگاهی همگانی را در دفتر کار تجارب فرمایید. ممکن میباشد هنگام بیان کردن ماجرا برای گروهی از دوستان آن را تجربیات فرمایید.
خودآگاهی سری
این نوع هنگامی رخداد می افتد که اشخاص از برخی جنبه های خویش باخبر میشوند، ولی صرفا به طور محرمانه. از جمله، دیدن فیس خویش در آینه نوعی خودآگاهی سری میباشد.
مثال های خودآگاهی محرمانه: شم تند شدن شکم وقتی که متوجه میشوید فراموش کردهاید برای یک امتحان اساسی تحقیق فرمایید یا این که شم تپش قلبتان با دیدن فردی که جذب وی گردیدهاید نیز مثالهایی از خودآگاهی محرمانه میباشند.
مهارت خودآگاهی چیست؟
خودآگاهی به معنای توانگری پژوهش بر احساسات و عکس العملهای خویش شخص میباشد. خودآگاهی به شما این قابلیت و امکان را میدهد که نقاط قوت، ضعف، دست اندرکاران تحریک کننده، علتها و بقیه مختصات خویش را بشناسید. خودآگاه بودن به معنای این میباشد که شما نگاه عمیقتری به احساسات خویش داشته باشید، اینکه چرا یک نوع شم خاص را تجربیات میکنید و اینکه چه گونه احساسات شما میتواند به عکس العمل تبدیل گردد. و این عکس العمل به چه شکل میتواند معاش شمارا پایین اثر کارداران منفی یا این که مثبت قرار دهد.
فواید خودآگاهی چیست؟
خودآگاهی اشخاص را به لحظه هم اکنون می آورد تا بتوانند با دقت به هشیاری که دارا هستند، تصمیم بگیرند. کلیه اشخاص چهت نیل به یک رویش و دگرگونی صحیح، بدین خودآگاهی نیاز دارا هستند. البته این خودآگاهی چه مزایایی برای شخص دارااست؟ پیرو با مزایا خودآگاهی در اشخاص بیشتر آشنا خواهید شد:
ارتقاء اعتماد بهنفس در شخص
ترمیم عزت نفس و ارتقاء قاطعیت
مدیر خشم و استرس
ارتقاء توانگری و مهارت شخص در در اختیار گرفتن اخلاق
ارتقا روحیه و نشاط
تعدیل و ترشح هورمونهای تن
ساخت و ساز غرضهای تازه برای معاش شخص
رخنه خودآگاهی چیست؟
خودآگاهی جزء مهم در اصطلاحات رهبری معاصر میباشد. اگرچه اکثری از رهبران درباره واحد سنجش خودآگاهی خویش به خویش می بالند، البته صرفا ۱۰ تا ۱۵ درصد از جمعیت با این معیارها همخوانی داراهستند.
بخش اعظمی از ما با این پیام بلندمرتبه شدیم که نباید احساسات خویش را علامت دهید، بدین ترتیب تلاش می کنیم آنهارا نادیده بگیریم یا این که سرکوب کنیم. با احساسات منفی، این برای ما خیلی عالی پیش نمیرود. ما یا این که آن ها را درونی می کنیم (که باعث به خشم، رنجش، افسردگی و تسلیم شدن می گردد) یا این که آنان را بیرونی میکنیم و بقیه افراد را نکوهش میکنیم، آنانرا تخطئه می کنیم یا این که آنان را گزینه آزار رسانی قرار می دهیم.
فقدان خودآگاهی می تواند یک نقص اصلی در رهبری باشد. بازرسیای که به وسیله آدام دی. گالینسکی و همکارانش در مکتب رئیس کلوگ نورث وسترن جاری ساختن شد، علامت بخشید که اکثر وقت ها زمانی مدیران از نردبان کمپانی بالا می روند، خود باوری و اعتماد بهنفس بیشتری پیدا مینمایند. از جنبه منفی، آنها رغبت دارا هستند بیشتر خویش را جذب نمایند و کمتر به بینشهای بقیه افراد اعتنا نمایند. در یک تفحص مستقل، پژوهشگران کانادایی به رسیدگی کار مغز در عده ای که در حالتهای اقتدار می باشند پرداختند. آنان شواهد فیزیولوژیکی پیدا کردند که بدین فیض رسیدند که با ارتقا اقتدار، توانگری همدلی با دیگر افراد کاهش مییابد. آنها کمتر می توانند نیازها و بینشهای دیگرافراد را در حیث بگیرند. در اصلً این رهبران پندار نمیکنند که نیاز به تغییر تحول دارا هستند و در قبال نیاز به تغییر و تحول از سایر داراهستند.

ریشه یابی افکار منفی